ابراهيم عاملي ( موثق )

157

تفسير عاملي ( فارسي )

موافقت استوار كردند ، ما هم بپاداش آنها كوه طور را براى سايبان بالاى سرشان بداشتيم . فخر : اين جمله ها كه يهود را توصيف مىكند اگرچه مردم زمان پيغمبر ( ص ) ، و معارضين آن حضرت نيستند ، ولى چون پدران آنها بوده‌اند و اولادشان راضى به عمل پدران خود بوده‌اند ، اين انحراف و لجاجها بيهود زمان پيغمبر نسبت داده شده است ، تا معرّفى شوند كه چه اندازه مردم نافهم و سرسخت بوده‌اند كه با آمدن موسى و آوردن معجزات باز هم گوساله پرست شدند . و جمله ى « وَرَفَعْنا فَوْقَهُمُ » تا آخر سه معنى دارد : 1 - بواسطه ى اينكه خواستند نقض ميثاق كنند ، كوه طور را بالا برديم تا بترسند و پيمان شكنى نكنند . 2 - چون سخن موسى و تورات را نپذيرفتند كوه طور را بالاى آنها نگاه داشتيم تا بترسند و بر قبول دين موسى پيمان استوار كنند . 3 - چون عهد كرده بودند با اين شرط كه اگر مخالفت كنند گرفتار شوند و عذاب بينند ، و عهد خود شكستند ، كوه را بالا برديم تا بميثاق رفتار كنند و از پيمانشكنى باز آيند . « لا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ » 154 مجمع : قاريهاى مدينه و نافع « لا تعتدوا » با تكرار تا و تشديد دال خوانده‌اند ، و نافع « تعدّوا » با يك تا و فتح عين و تشديد دال خوانده است ، و ديگر قاريها با سكون عين و يك تا و تخفيف دال « لا تعدوا » قرائت كرده‌اند : و عموم مفسّرين چنين معنى كرده‌اند : به آنها امر شده بود از حدود معيّن تجاوز نكنند و آهنگ كار ناروا نكنند و روز شنبه ماهى نگيرند يا مشغول كسب و كار نشوند . « فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ تا آخر آيه » 155 مجمع : مفسّرين در معنى اين جمله ها اختلاف كرده‌اند : بعضى گفته‌اند : وابسته است بجمله ى « فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ » در آيت جلو ، يعنى صاعقه آنها را گرفت چون نقض پيمان كردند و پيغمبران را كشتند و گفتند « قُلُوبُنا غُلْفٌ » زجّاج گفته است : جمله ى « بَلْ طَبَعَ اللَّه عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ » قرينه است كه متمّم اين جمله ساقط شده است و معنى چنين است : بواسطه ى پيمان